الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 7

الغدير ( فارسي )

آخر عمر پيغمبر و « حجّة الوداع » فرا رسيد و ولايت ابلاغ گرديد و آيهء * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ) * فرود آمد ، و امامت متمم دين و على « علم » و « امام » امّت شد . حضرت رضا از همين جا وارد اصل مطلب مىشوند ، و امامت را با عبارات مذكور مىستايند و براى نشان دادن رفعت اين رتبت از « مقامات ابراهيم خليل » و آيهء شريفهء * ( إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ) * « 1 » سخن مىگويند ، و به اينجا مىرسند كه : « امام يكتاى بىهمتاى زمان و انسان بىمثل و مانند دوران و شخصيّت غير قابل سنجش با ديگران است » . و نتيجه مىگيرند كه : « كيست كه امام را بشناسد يا او را برگزيند ؟ هيهات ! هيهات ! عقلها حيران و انديشه‌ها سرگردان و انديشمندان بيچاره و دانشمندان درماندهء دريافت شأنى از شؤون و فضيلتى از فضائل امامند ، » فاين الاختيار من هذا و اين العقول عن هذا و اين يوجد مثل هذا ؟ » پس شناخت و اختيار امام ، در انحصار خدا و از حدود عقول و افكار مردم چنان بيرون و افزون است كه خود صاحب منصبان امامت هم ، حق گزينش جانشين ندارند و از تعيين امام پس از خود ، از پيش خويش معاف مىشوند . حضرت صادق ( ع ) به « عمرو بن اشعث » كه با بيست نفر شرفياب محضر امام بود ، فرمود : « لعلكم ترون ان هذا الامر فى الامامة الى الرجل منا يضعه حيث يشاء و اللَّه انه لعهد من اللَّه نزل على رسول اللَّه الى رجال مسمّين رجل فرجل حتّى

--> ( 1 ) از امام صادق ( ع ) روايت است كه فرمود : خداوند - تبارك و تعالى - ابراهيم را به بندگى برگزيد پيش از آنكه پيغمبرش كند و به پيغمبرى سر افرازش كرد ، قبل از آنكه رسولش سازد و رسالتش داد ، پيش از آنكه خليلش خواند . و خليلش فرمود ، پيش از آنكه او را امام نمايد . يعنى رتبت امامت پس از خلت و رسالت و نبوت و عبوديت ، به ابراهيم ارزانى شده است .